| حسن راشدی |
|
پیوندهای روزانه
صدای پای فاشیسم را دریابیم!
زبان ترکي و موقعيت گذشته و کنوني آن در ايران آذری یا ترکی-مساله این نیست تمام پیوندها پیوندها
حق
آسمک سانیوز خبرچی رادیو آزادتریبون سوزوموز زنگانلی رضا عباسی عباس لسانی چنگیز بخت آور غلامرضا امانی حسن دمیرچی صالح کامرانی نادر ولی پور یاشار حکاک پور مراغی ایراندا تعلیمات آماجلاری :: قالب ساز :: طراح قالب
|
امروز در رابطه با زندانی شدن حسن راشدی و صالح کامرانی گزارشی چند دقیقه ای در بخش ترکی آذربایجانی رادیو صدای امریکا پخش شد و در سایت این رادیو انتشار یافت. لازم به ذکر است مصاحباتی با خانواده های این دو فرد انجام گرفته است که در وب سایت اصلی به صورت فایل صوتی قابل دریافت می باشد.
لینک مستقیم به مطلب در سایت اصلی: http://www.voanews.com/azeri/politicprisonersIRAN.cfm متن گزارش به قرار زیر است: ايراندا آذربايجانلی محبوس لارين عائيله لرينه تضييق ائديلير 16/07/2006 ايراندا دولت قورولوشونا قارشی فعاليت ده تقصيرلنديريله رک حبس اولونموش آذربايجانلی وکيل صالح کامرانی نين محکمه آراشديرماسی نين بيتمه سينه قدر شرطی آزادليغا بوراخيلماسی اوچون 60 ميليون تومن- 60 مين دلار- مبلغينده گيرو طلب ائديب. محبوسون خانيمی مينا کامرانی نين دئديينه گوره اونلار بو مبلغين گيرو قويولماسينا راضی اولسا لار دا حکومت صالح کلامرانی نی آزاد ائتمک نيتينده دئييل. بوندان باشقا 15 گون قاباق حبس ائديلن "آذربايجان ائوی" نين مديری حسن راشدی نين خانيمی محترم محمدی اری ايله محبس ده قيسا گوروش کئچيرديينی دئيير. او جناب راشدی يه قارشی خارجی قوه لرله امکداشليق حاققيندا يالان اتهام ايره لی سورولوب. بو و محبوس ياخين لارينا تضييق لرباره ده داها اطرافلی رپرتاژيميزدا. حق-بر اساس اخبار بدست آمده یاشار راشدی از زندانی شدن پدرش مهندس حسن راشدی در بند 209 زندان اوین خبر داد. وی ضمن اشاره به بیماری معده پدرش افزود : به علت مصرف نکردن داروها وضعیت پدرش رو به وخامت گذاشته است. حسن راشدی مهندس شاغل در شرکت مترو تهران تاکنون کتابها و مقالات متعددی را در زمینه زبان و تاریخ ادبیات ترکی تالیف و منتشر کرده است.
سانیوز-مهندس حسن راشدی روز یکشنبه ۱۱ تیر ساعت ۱۴ در محل کارش در متروی فلکه صادقیه تهران توسط ماموران اطلاعات بازداشت شد.راشدی یکی از روزنامه نگاران و نویسندگان شناخته شده در آذربایجان می باشد.هنوز از علت دستگیری و محل نگهداری ایشان خبری کسب نشده است.
حسن راشدی
به پيشنهاد كشورهاي عضو سازمان جهاني يونسكو ، كنفرانس عمومي اين سازمان در نوامبر 1999 روزي را به عنوان« روز جهاني زبان مادري» اعلام كرد كه براي نخستين بار در 21 فوريه سال 2000 ميلادي ، در مقر يونسكو در پاريس، مراسمي به اين مناسبت برگزار گرديد. از آن سال به بعد در اغلب كشور ها و همه ساله در 21 فوريه (دوم اسفند) مراسمي به مناسبت روز جهاني زبان مادري برگزار ميگردد. در اين مراسم اغلب سخنرانان بر لزوم تحصيل به زبان مادري ، جلوگيري از مستحيل شدن زبانهاي ملي و محلي در داخل زبانهاي رسمي و دولتي، و اهميت دادن به زبانهاي ملتها و اقوامي كه از تحصيل به زبان مادري خود محرومند و اين زبانها در حال نابودي هستند تاكيد ميورزند. سازمان يونسكو براي فراهم كردن امكان دستيابي آسان به اطلاعات زباني ، وب سايتي را با نام htt ://web world .unes Co.org / imd طراحي نمود تا مردم سراسر جهان اطلاعات دلخواه خود را در مورد زبان از اين منبع كسب كنند. همچنين كميته پي گيري اعلاميه جهاني حقوق زبانها (Languge rights) وب سايتي را با مشخصات : www . Linguistic - de claration .org داير نموده و از اصل برابري همه زبانها مدافعه ميكند. «كميتة پي گيري اعلاميه جهاني حقوق زبانها» مدافع اصل برابري همه جوامع زباني است و معتقد است كه اعضاي هر جامعه زباني حق دارند در مدارس به زبان خود تعليم ببينند و در ادارهها و سازمانهاي رسمي به زبان خود صحبت و مكاتبه كنند. كار يونسكو در زمينه زبانها در اواسط دهه 1980 آغاز شد. گام اصلي ، راه اندازي جدي طرح لينگواپكس (Linguapax) در سال 1986 بود. فليكس مارتي ، سرپرست كميته مشورتي براي چند زبانگي و آموزش چند زبانه ، كه در سال 1998 تاسيس شد ، ميگويد ،طرح لينگواپكس عبارت است از « پيوند ميان تعليم زبانها و ترويج تفاهم و صلح بين المللي.» در طول چند سال گذشته لينگو اپكس براي تعدادي از طرحهاي ملي و محلي كمكهاي فني تهيه كرده است. از آن جمله بازسازي نظام آموزشي در كامبوج براي آموزش زبان خمر ، انتشار دو ميليون جلد كتاب درسي به زبان خمر و آموزش و تربيت گروهي معلم و ويراستار در كامبوج1 است. جوزف پات زبان شناس ميگويد : « ما بايد سه زبانگي را ترويج كنيم و با آموزش « زبانهاي كوچك» آنها را نجات دهيم. سه زباني كه بايد ياد بگيريم ، يكي زبان مادري ، يكي زبان همسايگانمان و ديگري زبان بين المللي است. او ميافزايد زبان تا وقتي كه بخشي از برنامه درسي نباشد ، در معرض خطر است. امين مالوف نويسندة لبناني (1949) ميگويد : براي آنكه بتوان در دنياي كنوني احساس آسودگي كرد ، لازم است فرد مجبور نباشد براي ورود به آن ، زباني را كه نشانگر هويت اوست كنار بگذارد. هاينريش بل ، نويسندة آلماني (1985 ـ 1917) نيز ميگويد : بهترين راه تعلق داشتن به مردم ، نوشتن به زبان آن مردم است. رانكابيل ياك بابيك (Ranka Biljac - Babic) استاد دانشگاه و متخصص روانشناسي زبان در دانشگاه يواتية فرانسه معتقد است‚: هر سال در جهان ده زبان از ميان ميرود. براي رويارويي با اين افول تنوع فرهنگي بايد اقدامي بين المللي صورت گيرد. اوسينوگئي كوسا آن (Useyno Gey Cossan) شاعر سنگالي شعري به زبان وولوف (wolof) ميسرايد : زبان ما همه جا اشك ميريزد ، زيرا كه فرزندانش آن را به فراموشي سپردهاند و با كوله باري سنگين رها كردهاند. شعري برگرفته از زبان سامي يكي از زبانهاي بومي سوئد ميگويد : تنها چيزي كه تا مدتها در روحمان باقي ميماند، زبان مورثيمان است. زبان به افكارمان آزادي ميبخشد ، ذهنمان را باز ميكند و روحمان را جلا ميدهد. در يك ضرب المثل گواراني (پاراگوئه) آمده است : اگر زبان گواراني پايان گيرد چه كسي دعا خواهد كرد كه دنيا به آخر نرسد ؟ همچنين در يك پوستر مربوط به مردم مائوري (زلاندنو) چنين نوشته شده است : زبان من ، دارايي با ارزش من زبان من، ماية دلبستگي من زبان من زينت گرانبهاي من از گفتههاي يك گويشور ميكسه ( مكزيك) چنين نقل شده است كه : زبان ميكسه (Mixe) نشانگر فرهنگ ماست ، پس نبايد از ميان برود. ما آن را از نياكان خود به ارث بردهايم . اگر اين زبان نابود شود چيزي از گذشته به جا نخواهد ماند و برادران ما همديگر را نخواهند شناخت. آدرين ريچ نويسندة آمريكايي (1929) هم معتقد است : زبان قدرت است .. زبان را ميتوان همچون وسيله دگرگون كردن واقعيت به كار گرفت. بالاخره مثلي هم در بين مردم آذربايجان مشهور خاص و عام است : « ديليني دانان دينيني دانار». و شاه ختايي شاعر و سركرده بزرگ آذربايجان نيز خطاب به مردم آذربايجان چنين وصيت كرده است : آيت الله خامنهاي ، رهبر معظم انقلاب هم در جمع علما ، روحانيون و فضلاي حوزه علميه قم در روز جمعه 15/7/79 بيان داشت : « يك ملت زبان خود را كه از دست داد ، يعني از گذشته خود ، تاريخ خود ، از سنتهاي گرانقدر خود منقطع و جدا ميشود.»2 دكتر علي شريعتي هم معتقد است : « وقتي يك روشنفكر با « خويشتن» ميگسلد و اين خويشتن عبارت از تاريخ و فرهنگ و سنت و زبان و ادب و محتواي معنوي وجودي ملت يعني مليت وي است و ناچار ، خلاء وجودي خود را با محتواي فرهنگي ديگري پر ميكند، انساني بيگانه با خويش ميشود و اين « غير» همچون «جن» در ماهيت و شخصيت ملي او رسوخ و حلول مينمايد و آنگاه او عوضي حرف ميزند و عوضي نظريه ميدهد و راه را هم عوضي انتخاب ميكند و عوضي عمل ميكند. چون به تعبير عاميانه اما پرمعني ، او به راستي يك « آدم عوضي است(3)». عباس حاجي آقالو مدير كل دفتر آموزش و پرورش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش هم ميگويد : «عدم توجه و فقدان آموزش به زبان مادري در مناطق دو زبانه كشور ، يكي از دلايل عدم توسعه و رشد دانش و تفكر علمي در كشور ماست...»4 و مردم ما ميگويند: زبان تركي ما زبان عشق و عاطفه مادرانمان ، زبان غيرت پدرانمان، زبان قهرمانان تاريخ پر افتخارمان و... ، نشانه و رمز هويت و موجوديتمان است. پاورقي : 1ـ كليه آمارها و اطلاعات مربوط به سازمان يونسكو در اين مقاله ، از مجله « پيام يونسكو» شماره 359 مورخه بهمن 1379 نقل شده است. 2ـ روزنامه اطلاعات ، شنبه 16/مهر/79 شماره 22029 3ـ روزنامه « ايران» شنبه 31/خرداد/81 شماره 2497 4ـ نشريه هفتگي «اختر» شماره 2 دوشنبه 3/ اسفند / 80 قايناق: نويد آذربايجان حسن راشدی انتخابات نهمین دور ریاست جمهوری ایران پایان یافت و محمود احمدی نژاد در رقابت با هاشمی رفسنجانی با رأی 17 میلیونی در دومین مرحله از این انتخابات به ریاست جمهوری ایران برگزیده شد و چندی هم هست که در فکر تشکیل اعضای کابینه می باشد. میانگین درصد رآی دهندگان در مرحله اول انتخابات در 27 خرداد،حدود 63 % بود و این درصد ،میانگین خوبی برای کشوری است که قبل از انتخابات،بیشتر صاحبنظران تعداد شرکت کنندگان در این انتخابات را کمتر از 50 %حدس می زدند. نتیجه انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران،بسیاری را شگفت زده کرد،بخصوص سیاستمدار کارکشته و با تجربه ای چون هاشمی رفسنجانی که بیشتر از همه خود را پیروز این میدان می دانست،از رقیب نه چندان مشهور خود احودی نژاد،شهردار تهران،در مرحله دوم انتخابات با فاصله بسیار شکست خورد! گر چه درانتخابات دور هفتم مجلس شورای اسلامی،هاشمی رفسنجانی نتوانسته بود رأی مورد انتظار خود را از مردم کسب کند،ولی کسی که سالها ریاست مجلس و 8 سال سکان ریاست جمهوری کشور را بعد از پایان جنگ ایران و عراق در اختیار داشت و از طرف طرفدارانش "سردار سازندگی"لقب گرفته بود و 8 سال هم ریاست شورای مصلحت نظام را عهده دار بود و بسیاری را عقیده بر این بود که سیاستهای کشور در طول دوران ریاست جمهوری خاتمی،در پشت درهای بسته از کانال هاشمی رفسنجانی می گذرد،این بار رقیبی را که بتواند در این مسابقه به مصاف او برود نمی شناخت! همین اطمینان آنچنان به او اعتماد به نفس داده بود که وی در مرحله اوّل انتخابات ریاست جمهوری،در صحبتها و مصاحبه هایش نه آنچیزی را که مردم به صورت شفاف از او می خواستند،بلکه بیشتر آنچیزی را که خود می خواست بر زبان می راند و از جمله های دیپلماتیک و چند جانبه ایکه در آینده برایش تعهدی ایجاد نکند استفاده می کرد! نتیجه انتخابات نهمین دور ریاست جمهوری،با کش و قوسهای زیاد،در متن خود معانی و مفاهیمی را داشت که می توان مسئولین کشور را به تفسیرها و تفکرهای عمیق تر از گذشته سوق دهد و آنها را در برنامه ریزیهای آتی که نیازمندیهای اقوام و اقشار مختلف جامعه را بیشتر از گذشته در نظر بگیرد. در مرحله اوّل انتخابات ریاست جمهوری ،مردم استانهای آذربایجان ،بعد از کردستان کمترین رأی را به صندوقها ریختند.معدل رأی سه استان آذربایجان شرقی،آذربایجان غربی و اردبیل کمتر از 50 % بود،و این در حالی است که در بعضی از استانهای کشور بیش از 95 % مردم در انتخابات شرکت کرده بودند و میانگین شرکت کنندگان کشور در انتخابات مرحله اوّل نیز 63 % بود. رأی دهندگان آذربایجانیعلاوه بر اینکه کمترین رأی را به صندوقها ریختند،بیشترین آرا خود را هم بنام کسی ثبت کردند که از منشور اولیه و 28 ماده ای روشنفکران آذربایجانی که در آستانه انتخابات نهمین دور ریاست جمهوری انتشار داده بودند،حمایت کرده بود. در این منشور از تدریس رسمی زبان ترکی آذربایجانی در مدارس و دانشگاهها به عنوان زبان اکثریت نسبی مردم کشور گرفته تا سرمایه گذاری ملی و اشتغال زا در مناطق آذربایجان،تکمیل پروژههای ناتمام،اجرای پروژه های مواصلاتی،اداره مناطق محلی آذربایجان به دست خود،و دیگر پروژه های ملّی جهت رفاه مردم آذربایجان و مناطق ترک نشین که جلوگیری از مهاجرت بی رویه به علت فقر و بیکاری را شامل میشد،سخن به میان آمده بود. مردم آذربایجان{و همچنین قشقایی} بیشترین رأی خود را به کسی دادند که در دیدارهای رودر روی خود با مردم،به وضوح سخن از واقعیتهایی بر زبان راند و به انتقاد از سیاستهایی پرداخت که با وجود استعدادهای فراوان مردمی و طبیعت زیبا و خدادادی آذربایجان که در مسیر راه اروپا قرار دارد و مستعد همه نوع سرمایه گذاری است مورد بی مهری قرار گرفته و سرمایه های کشور به سوی شهرهای کویری سوق داده شده اندو جوانان تحصیل کرده و مردم سخت کوش آذربایجان برای بدست آوردن لقمه نانی،بجای کارکردن در کنار خانواده خود در مناطق و شهرهای آذربایجان،باید به شهرهای کویری با آب و هوای سخت و طاقت فرسا ،با ربان و فرهنگ متفاوت ولی صنعتی شده و مرفه مهاجرت کرده و زندگی در غربت و تنهایی را تحمل کنند! درصد پایین رأی مردم آذربایجان،همچنین داده شدن اکثریت این آرا به فردی که از نمادهای ملی و فرهنگی آذربایجان در تبلیغات خود استفاده کرده و منشور 28ماده ای پیشنهادی روشنفکران و نخبگان فکری آذربایجانی را قسمتی از پوسترهای تبلیغاتی خود قرار داده بود دارای معنی و مفهومی است که توجه مسئولین کشوری را باید بیشتر از گذشته به خود جلب کند ! مردم آذربایجان و مردم ترک استانهای همجوار که باید ازمجموع آنها به عنوان آذربایجان تاریخی نام برد و مورخینی چون حمداله مستوفی قزوینی و دیگران از آن یاد کرده اند ،با زبان ترکی و فرهنگ مخصوص به خود که اکثریت نسبی را تشکیل میدهند،در کشوری زندگی می کنند که بعد از حاکمیت اعراب مسلمان در ایران و از هزار سال به این سو و تا برقراری حکومت جبار پهلوی بر این کشور،اداره مستمر و دائمی آنرا به عهده داشته و برای استقلال آن خونهای فراوانی داده و حتی با همزبانان خود نیز به نبرد پرداخته اند! در طول این هزار سال،هرگز زبانها و فرهنگهای رنگارنگ مردم ایران مانعی برای اتحاد و یگانگی کشور ایران نبوده و حتی پادشاهان ترک،بیشتر از زبان ترکی خود،به توسعه زبان دری ویا فارسی امروز می پرداخته ااند.لیکن بعد از حاکمیت خاندان پهلوی بر کشور کثیرالمله ایران،تفکر ناسیونالیستی افراطی فارسی بر کشور غالب شدو ترکانی که استقلال ایران در طول این هزار سال مدیون جانبازیها و فداکاریهای آنان بود بیگانگان و مهاجمینی معرفی شدند که زبانشان را هم بر مردم ایران تحمیل کرده اند؟! همین تفکر افراطی ناسیونالیستی و سیاست یکسان سازی زبانی در طول 53 سال حاکمیت خاندان منحوس پهلوی تبدیل به فرهنگی شد که بعد از انقلاب اسلامی هم بعضی از تئوریسین های حکومت گذشته،مسئولین کشور را از ترکهای وطنی و زبان ترکی در کشور می ترساندند! حتی تفکری بر کشور حاکم شدکه مانع از سرمایه گذاری ملی در مناطق آ؛ذربایجان و حوزه زبان ترکی شد که منجر به مهاجرتهای بی رویه به علت فقر و بیکاری از این مناطق که زمانی دومین استان صنعتی کشور بود، به استانهای شد که در طول 10-15 سال اخیر به استانهای صنعتی و پیشرفته تبدیل شده بودند! ناسیونالیستهای افراطی با بستن چشم خود به واقعیتهای زبانی و فرهنگی متنوع کشور،می خواهند ایران را مساوی با فارس تعریف کنند و تعاریف خارج از این چارچوب را بر نمی تابند؛غافل از اینکه چشم بستن به واقعیتهای تنوع زبانی کشور و تلاش برای یکسان سازی زبانی و پیمودن راهی فرسوده و فروریخته که به وسیله مستبد رو سیاه تاریخ،رضا خان آغاز گردید به هیچ روی نمی تواند کشوری را که در طول عمر چند هزار ساله اش هرگز یک زبانی و یک فرهنگی را برخود ندیده است و معیار محافظت از یکپارچگی و اتحاد امروز کشور هم با دهه های گذشته کاملا ً متفاوت است به راهی درست و روشن رهنمون سازد! تأکید ناسیونالیستهای افراطی بر یکسان سازی زبانی و تحمل ناپذیری آنان بر تحصیل و تدریس به زبانهای غیرفارسی،بخصوص ترکی در کشور در حالی است که دموکراسی خواهی آنان گوش فلک را کر می کند! آنانی که مردم کشور ایران با زبانهای متنوع و متفاوت را به زور تئوریهای افسانه ای می خواهند در دیگ یکسان سازی زبانی حل کنند که خود دشمن کشور و مخالفان اصلی اتحاد و یکپارچگی ایرانند!چنین کسانی اگر خواهان واقعی یکپارچگی کشورند باید با دید بازتری به تحولات دنیای امروز،بخصوص بر دگرگونیهای کشورهای همسایه ایران بنگرند و در دیدگاه تنگ نظرانه اشان تجدید نظر کنند! انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران بخصوص درصد پایین رأی دهندگان آذربایجانی در مقایسه با میانگین آراءِ کشور به کاندیداها،و تعلق اکثریت این آراء به کاندیدایی که از هویت ملّی مردم آذربایجان دفاع کرده بود نیز در خود مفاهیمی دارد که می تواند نظر مسئولین کشور را به خود جلب کند و در سیاست گذاریهای آیندۀ آنان مؤثر واقع شود : 1- مردم آذربایجانی ازبی توجهی و یا کم توجهی مسئولین کشوری به مناطق و شهرهای آنان و عدم سرمایه گذاری ملّی و اشتغال زا در آذربایجان و سوق دادن سرمایه های ملی کشور به سوی مناطق مرکزی و فارس زبان،آنان را به نوعی به بی تفاوتی به سرنوشت کشور و احساس شهروندی درجه دو در کشور سوق داده است! 2- مردم آذربایجان و دیگر ترکان ایران با تمام تبلیغات منفی علیه زبان و فرهنگ آنان که از سوی تحمل ناپذیران تنوع زبانی ایران صورت می گیرد و رسانه های دولتی هم کمابیش در تشدید این نوع تبلیغات دخیل هستند و در حالی که اکثر کانالهای تلویزیونی سراسری و حتی استانی،به زبان فارسی برنامه پخش می کنند و در پاسداشت زبان فارسی تمام کوشش و تلاش خود را به کار می گیرند،و تهیه و پخش برنامه به زبان ترکی آذربایجانی،یعنی به زبان مردمی که با توجه به جمعیت آنان حداقل به اندازۀ هموطنان فارس زبان حق استفاده از رسانه های گروهی کشور را دارند با بی توجهی روبرو می شوند،و حتی فرزندان آنان در حد ابتدایی هم از خواندن و نوشتن در مدارس به زبان خود محروم هستند،به کسی رأی می دهند که حداقل توجهی به خواسته های فرهنگی ملت آذربایجان به خصوص به موارد اعلام شده در منشور 28 ماده روشنفکران آنان دارد و احترام به زبان و فرهنگ ترکی مردم آذربایجان را در برنامه های تبایغاتی خود قرار داده و نمادهای ملّی و شخصیتهای سناخته آنان را سمبل مبارزاتی خود قرار می دهد! 3- مردم آذربایجان انتظار توجه اقتصادی بیشتر جهت جبران عقب ماندگیهای سالهای گذشته بر مناطق آنان را دارند و ایران یکپارچه و متحد را در گرو شناخت ملل و اقوام آن با زبانها و فرهنگهای متنوع به عنوان شهروند درجه یک می دانند و احترام به زبان و فرهنگ ترکی آنان و تحصیل و تدریس در مدارس و دانشگاهها به این زبان را خواستارند!
در 948 مین سالگرد اعلان سلطنت جهانی طغرل سلجوقی در بغداد جمعی ازتورکهای آذربایجان با حضور در برج طغرل،مقام خاقان جهان را تکریم کردند ![]() صبح روز جمعه ،هفتم بهمن ماه،همزمان با نهصدوچهل و هشتمین سالگرد اعلان سلطنت جهانی طغرل کبیر سلجوقی در بغداد،جمعی از تورکهای آذربایجان، برای دومین بار، با حضور در برج طغرل ،مقام خاقان جهان را گرامی داشتند.
این مراسم با گرامیداشت یاد استاد فقید دکتر محمدعلی فرزانه،ضمن یک دقیقه سکوت در تکریم مقام فرزانه ی آذربایجان، آغاز شد. نخستین سخنران برنامه، فرزاد صمدلی بود.
وی اظهارداشت: 948 سال پیش در 25 ژانویه سال 1058 م.،مطابق سندي که در سال 454ه.ق./1062م.در ديوان رسايل طغرل نوشته شده و ابن جوزي مورخ و متکلم شهیر بغداد آن را نقل کرده است سلطان طغرل سلجوقی، موسس سلسله ی کبیر سلجوقی که پس از استقبال بی نظیر مردم بغداد وارد دارالخلافه شده بود از جانب خلیفه اسلام به القاب سلطان السلاطين المعظم، ملک المشرقين ومحي الاسلام ملقب گردید و به این ترتیب همه قلمروی وقت جهان اسلام وارد حیطه قدرت خاقان سلجوقی شد.
صمدلی افزود: سلاجقه که از تورکان اوغوز بودند بعد ازپیروزی در برابر سپاه غزنوی درجنگ سخت دنداناقان( 8رمضان431ه/13ماه مه 1040م. ) و تصرف سراسر خراسان،همه آذربایجان و قفقاز شمالی را در مدتی کمتر از ده سال متصرف شدند و به این ترتیب حاکمیت از دست رفته تورکان آذربایجان را باردیگر در این سرزمین زرخیز احیا کردند. همچنین تورکان فاتح پس از تماس و تعامل با تمدن تورک-آذربایجان، بیش از پیش موجب گسترش و شکوفائی فرهنگ و تمدن ملل مختلف در پهنه فلات ایران شدند.در واقع به این ترتیب تمدن آذربایجان که از هزاره های پیش در امتداد سواحل رودهای مهمی چون سولاق، سامور،کور،آراز،قیزیل اوزن و قارا سو تشکیل شده و گسترش یافته بود با حضور تورکان هم فرهنگ سلجوقی غنی تر و قوی تر شد. صمدلی اظهار داشت:در دوران آلپ ارسلان و ملکشاه نیز همچون دوران طغرل سلجوقی،به دلیل تداوم مدیریت موفق سلاجقه ، احترام بارز به حقوق فرهنگی و اجتماعی اقوام و ملل ساکن در امپراطوری،تکریم اندیشمندان و دانشمندان و تشویق هنرمندان و صنعتکاران، امپراطوری در وسعیترین زمان خود، قلمروئی به وسعت 10 میلیون کیلومتر مربع ، از مرزهای چین تا دریای سفید(مدیترانه) را در بر می گرفت و مملو از آثار بدیع معماری و هنری بود، بصورتیکه می توان برای دوران سلطنت هر سه سلطان مذکورشمشیر(کنایه از قدرت و عدالت)،قلم (کنایه از علم گستری )و قلم مو( کنایه از هنر پروری)را به عنوان سه پایه اصلی تمدن سلجوقی نام برد. دومین سخنران مراسم، مترجم و نویسنده آذربایجانی رشید بورناک بود. بورناک سخنرانی خود را با ذکر جمله ای از یک اندیشمند فرانسوی آغاز کرد:من بصورت اتفاقی در فرانسه متولد شده ام.ممکن بود که در افریقا و یا هرجای دیگری از این کره ارض متولد شوم.اما چون اکنون من در فرانسه متولد شده ام و با زبان و فرهنگ این کشور پرورش یافته ام پس باید عاشق زبان و فرهنگ خود باشم! بورناک گفت:در طول هزاران سال گذشته اندیشه و دانائی بشر همواره در قالب زبان مادری او شکل گرفته و منتقل شده است. بورناک سپس با تاکید بر حضور نخستین انسان تورک در امتداد سواحل رود ارس اظهار داشت:به نظر من این نخستین انسان تورک، در اولین تلاش برای وضع الفاظ مورد توجه خویش، اسامی داش(سنگ)و اود(آتش) را وضع کرده است.چراکه این دو در زندگی مادی و معنوی او تاثیر جدی داشته است.بنابراین تاش(داش)و اود از مهمترین ومقدسترین کلمات مورد استفاده در زبان تورکی آذربایجانی هستند که معنا و اهمیت خود را از هزاران سال پیش حفظ کرده اند و این دو کلمه مبین حضورتاریخی و قدمت بسیارکهن زبان مادری ما در امتداد سواحل رود ارس است.بگونه ایکه نام شاه کاستها «قان داش» و نام شاه ایلامها« اون داش» بوده است. بورناک گفت:با آمدن تورکان مسلمان سلجوقی به این سرزمین وافزوده شدن به جمعیت تورکهای بومی آذربایجان،مردم تورک این منطقه شاهد شکوفائی حیرت انگیزی درعلم ،هنر و صنعت شدند بگونه ایکه اکنون می توان زبانه های فرهنگی این تمدن بزرگ را در معماری شکوهمند سرزمینهای اسلامی از هند گرفته تا دریای مدیترانه مشاهده کرد. در واقع از دوران سلجوقی عصر جدیدی در معماری جهان آغاز شد و الهام بخش معماران اروپائی در عصر قرون وسطی ونیز دوران رنسانس گردید.طبق شواهد موجود از دوران سلجوقی ساخت گنبدها وحیاطهای چهار ایوانی و نیز مساجد جامع آغاز شد.بعدها این سبک نوین معماری به خوارزمشاهیان،مغولها، تیموریان و ایلخانیان رسید و بصورت چشمگیری کاملتر و هنرمندانه ترگردید. بعنوان مثال ابنیه ی زیبائی چون ربع رشیدی تبریز،ارک علیشاه ، سلطانیه و مقبره مادر هولاکو خان در مراغه از جمله این اثار با عظمت هستند.حتی بنای معروف گنبدی شکل شهر فلورانس در ایتالیا ، تقلیدی آشکار از سلطانیه زنجان محسوب می شود. در دوران سلجوقی می توان در خطاطی،مینیاتور،نقاشی،فرش بافی،نساجی،کاشیکاری،شیشه گری،فلزکاری،فلسفه... جهشهای بزرگی را مشاهد ه کرد. بورناک تاکید کرد ما همه این پیشرفتهای بزرگ را مدیون شجاعت،دانش،مدیریت و اندیشه سلطان طغرل سلجوقی هستیم.امری که می تواند هر شهروند تورک آذربایجان امروز را با انگیزه بیشتری در راه شناخت تاریخ و فرهنگ بسیار غنی خویش یه حرکت در آورد و او را به دنیا بشناساند. سومین سخنران مراسم نویسنده آذربایجانی مهندس حسن راشدی بود. اونخست با ذکر مقدمه ای تاریخی اظهارداشت:زمانیکه طغرل پایتخت امپراطوری خود را در شهر ری قرارداد به رهبران طوایف اوغوز در اراک ، ساوه واطراف ری، به نامهای «گوک تاش» ،«آناسی اوغلو»،«بوغا»و«منصور» پیام فرستاد وازآنها دعوت کرد تا به حضورش بیایند. رهبران این طوایف، سفیر طغرل بیگ را تا حدود رودخانه زنجان بردند واین پیام را به طغرل دادند که ما هرگز تسلیم تونخواهیم شد و به آسیای صغیر و یا خراسان خواهیم رفت! راشدی گفت:منظور از آوردن مختصری از تاریخ فوق ، جواب به پان فارسیستهایی است که میگویند آذربایجانی ها را سلجوقیان به زور تورک زبان کرده اند! در حالیکه در همان ماههای اولیه ی ورود طغرل به شهر ری، وی به رهبران تورکهای اطراف پیام «تسلیم شوید» می فرستد و این سند نشان میدهد که قبل از آمدن اولین سلطان سلجوقی به ایران،در اوایل قرن پنجم هجری و پیش از پایتخت شدن شهر ری، تورکها نه تنها در آذربایجان بلکه در اطراف ری و اراک هم زندگی می کردند.از طرفی دیگر تاریخ ساخت مسجد معروف تاریخانه (به فارسی خدای خانه)در دامغان بعنوان نخستین مسجد ایران، مربوط به قرن دوم هجری و زمان حکومت اعراب در ایران است. همچنین باید از پان فارسستها سئوال کرد در صورت صحت نظریه شما، پس چرا اهالی پایتختهای سلجوقی همچون شهر ری و نیشابور تورک نشدند و آذربایجان تورک شد؟! لذا ادعای پان فارسیستها به هیچ سند معتبری استوار نیست.هم چنین چند سال بعد از حاکمیت طغرل بیگ ، حاکمان شهر کرکوک و موصل به او پیام فرستاده و از ایشان در خواست کردند تا اوغوزهای کرکوک و موصل را هم تحت حاکمیت خود در آورد.طغرل بیگ هم به آنسوی حرکت کرده و اوغوزهای آن منطقه را به تبعیت خود در می آورد، بنابراین تورکان نه تنها در آذربایجان و اطراف شهر ری بلکه در کرکوک و موصل هم ساکن بوده اند.حتی طبق اسناد تاریخی در زمان جنگ آلپ ارسلان با رومانوس امپراطور بیزانس، ده هزار تن از تورکان اوغوز و پچنک به اوردوی آلپ ارسلان پیوسته و در مقابل اوردوی بیزانس در جنگ ملازگرد قرار گرفتند.این هم سند معتبر دیگری است که بر حضور تورکان در آسیای صغیر و دیگر مناطق آناتولی دلالت دارد.راشدی در پایان خاطر نشان کرد:اکثریت قریب به اتفاق آثار تمدنی ای که بعد از اسلام در اقصی نقاط ایران مشاهده می کنیم بوسیله سلاطین تورک بوجود آمده است. پس امروز وظیفه ما است که از این میراث بزرگ حراست و نگهداری کنیم. در اواخر این مراسم شرکت کنندگان با انتقاد از به سخره گرفته شدن نام طغرل در برخی از سریالهای صدا و سیما و نیز تحریف تاریخ تورکان آذربایجان در کتابهای درسی مدارس و دانشگاهها ، از مراجع مسئول خواستار توقف این قبیل بی حرمتیها و تحریفها شدند. همچنین در پایان مراسم نسبت به نقض حقوق انسانی فعال دانشجویی، یاشار حکاک پور و نیز بازداشت و در حبس نگاه داشته شدن چهار معلم آذربایجانی(داود عظیم زاده،هدایت ذاکر،عباس نیکروان و جواد عباسی )درشهرهای مراغه،تبریز،خوی وسلماس اعتراض، و عمیقا ابراز نگرانی شد.
در مورخ ۳/مهر/۸۴ شماره ۵۸۴ روزنامه «شرق» مقاله تاريخى به نام «گذرى بر تاريخ مصر تمدن هفت هزارساله» توسط آقاى سيروس غفاريان چاپ شده بود كه علاوه بر گذرى و نظرى بر تاريخ هفت هزارساله مصر گريزى نيز به تاريخ هزارساله اخير سرزمينى كه از غرب چين تا اروپا گسترش داشته و ايران امروزى نيز بخشى از اين سرزمين وسيع بوده زده شده بود. سرزمينى كه از ماوراءالنهر و غرب چين گرفته تا شمال آفريقا و شرق اروپا ادامه داشته و پس از اسلام بيش از سيصد سال در حاكميت خلفاى بنى اميه و بنى عباس بوده و ايران امروزى نيز در داخل اين محدوده بوده، در قرن چهار هجرى بر بخش شرقى و كوچكى از اين امپراتورى اسلامى كه امروزه افغانستان و تاجيكستان ناميده مى شود چند صباحى امراى سامانى تاجيك (درى زبان- فارس) حكمرانى داشتند. بعد از سامانيان، غزنويان ترك، حاكميت اين مناطق را در دست گرفته و از طرف شرق تا پاكستان و هندوستان و از طرف غرب تا كرمان و رى و عراق عجم (اراك امروزى، قم، كاشان، اصفهان و...) فرمانروايى خود را توسعه دادند.۱ به رغم دستگیریهای گسترده فعالین حرکت ملی آذربایجان مراسم دومین سالروز وفات صفرخان؛ ساوونار ملی باشکوه برگزار شد
به رغم دستگیریهای گسترده بسیاری از فعالین مدنی آذربایجان در حین حرکت به محل امام زاده طاهر کرج ، مراسم دومین سالروز وفات صفرخان ؛ ساوونار ملی باشکوه بر سر مزار وی برگزار شد. طبق اخبار رسیده اتوبوسهایی که از محل موزه هنر های معاصر به سمت اتوبان تهران - کرج به راه افتاده بودند در سه راه مهر ویلا توسط الگانسهای نیروی انتظامی متوقف و با تهدید و ارعاب به حیاط پاسگاه کلانتری هفده هم مهر ویلا منتقل شدند. گفته می شود دهها تن از مسافرین دو اتوبوس مذکور به زور از وسایط نقلیه خود پیاده شده و مورد تفتیش کامل بدنی و نیز بازرسی وسایل شخصی خود قرار گرفتند. همه موبایلهای دوریبن دار و نیز چندین دوربین عکاسی از مسافرین به همراه کارت مشخصات، جزوات درسی، نشریات رسمی، تصاویر صفرخان، کتابها و سررسیدهای همراه مسافرین برای مدت نامعلومی توقیف شدند! به تدریج باتشدید اعتراضات مسافرین توقیف شده ،مامورین سرانجام پس ازدرج نام ومشخصات بازداشت شدگان با آزادی آنان موافقت کردند. اما این بازداشتها سبب انصراف هویت طلبان از حضور در محل مراسم دومین سالگرد وفات صفرخان ساوونار ملی نشد! درحالیکه بسیاری از فعالین حرکت ملی آذربایجان از جمله اکبر آزاد در بازداشت بودند جمع کثیری از مشتاقان صفرخان این سرباز صدیق شهید سید جعفر پیشه وری ، از تهران و نیز برخی از شهرهای آذربایجان بر سر مزار وی گرد آمده بودند. با مراجعت سریع بازداشت شدگان به مراسم امامزاده طاهر، جمعیتی بالغ بر صدها تن بر سر مزار نماد مقاومت زندانیان سیاسی جهان ، تجمع کردند. اخبار رسیده حکایت از آن دارد که در امامزاده طاهر، غلامرضا امانی ، آزاد آذربایجان و حسن راشدی سخنان مبوسطی را در زمینه دفاع از حقوق ملی آذربایجانیان و همچنین دیگر اقوام و ملل محروم ایران پرداختند. در طول برگزاری مراسم اشعار ملی پر شوری توسط برخی از شاعران از جمله مهدی نعیمی و نیز آتیلا کیشی زاده قرائت شد. اساسا در سخنرانیهای مراسم امامزاده طاهر، بازداشتهای مکرر فعالین حرکت ملی آذربایجان در تجمعات اخیر قانونی بخصوص در قورولتای عظیم قلعه بابک و حادثه دلخراش مسجد سرچشمه اردبیل محکوم شد . همچنین سخنرانان با انتقاد از افراد فرصت طلبی که می خواهند نام و یاد قهرمانیها و دلاوریهای صفرخان را بنام گروههای سیاسی خود مصادره کنند اعلام کردند صفرخان بعنوان فرزند دلاور آذربایجان، بزرگترین نماد مقاومت برای همه آزادیخواهان جهان است. در خاتمه مراسم قطعنامه ای نیز به زبان ترکی خوانده شد که با فریاد های یاشاسین آذربایجان مورد تایید حضار قرار گرفت. جمعه، 15 آبان، 1383
Turkish Language خلاصه شده از رساله (مقایسة اللغتین) تالیف دکتر جواد هیئتمتأسفانه در دوران پهلوی،به پیروی از افکار ملی گرایانه افراطی و شوونیستی بیش از نیم قرن در این باب سیاست جبر و تحمیل اعمال شد و از چاپ و انتشار هر گونه کتاب تورکی جلوگیری به عمل آمد و زبان فارسی هم بصورت زبان انحصاری دولتی و تحمیلی در آمد!در نتیجه این سو ء تدبیر و انحصار طلبی و سیاست زور گویی،زبانهای غیر فارسی مردم ایران،بویژه تورکی رسما" ممنوع شد.البته اینگونه رویه و اعمال غیر انسانی و ضد مردمی بدون واکنش نماند و در مردمی که زبانشان ممنوع اعلام شده بود عکس العمل هایی نا مطبوع و گاهی کینه و نفرت برانگیخت و خواه و نا خواه از شیرینی لهجه فارسی هم در مذاق آنها کاسته شد!؟ بعد از سقوط رژیم پهلوی و رفع ممنوعیت دولتی در مدت کوتاهی کتاب و مجله و روزنامه به زبان تورکی چاپ و منتشر شد و دیوانهای شعرای تورکی گو قدیم و جدید تجدید چاپ گردید و زبان تورکی مجددا" ولو بطور نسبی فرصت و میدان هنرنمایی یافت. در حال حاضر 25 لهجه یا زبان تورکی در مناطق مختلف شوروی سابق،ترکستان شرقی(چین)،ترکیه و بالکان زبان رسمی مردم است و در حدود20 لهجه یا زبان تورکی دارای کتابت و ادبیات کتبی است. ادبیات شفاهی تورک ها بسیار غنی است و در هر منطقه ضمن ویژگی های عمومی و قدیمی خصوصیات محلی را نیز در بردارد.ادبیات شفاهی تورک زبانان ایران شاید غنی ترین و یا یکی از غنی ترین آنها در نوع خود میباشد. کتاب ده ده قورقود که داستانهای اقوام اوغوز را بازگو میکند،یکی از قدیمی ترین آثار ادبیات شفاهی است و بطوریکه اغلب دانشمندان معتقدند،همچنانکه از متن کتاب هم بر می آید مهمترین وقایع تاریخی این داستانها در آذربایجان و در قسمت شرقی آناطولی رخ داده و در آن از قهرمانی ها و ویژگی های قومی و قبیله ای مردم این سرزمین سخن رفته است. طبق آمارهای اخیر در دنیا شش هزار زبان موجود است که نیمی از آنها کمتر از ده هزار و یک چهارم آنها کمتر از یک هزار گویشور دارند و تنها 20 زبان هستند که صدها میلیون نفر بدانها سخن می گویند.زبان شناسان معتقدند که یک زبان به شرطی می تواند زنده بماند که حداقل یک صد هزار نفر گویشور داشته باشد بنابراین بیش از نیمی از زبانهای حاضر در حال نابودی هستند. اینترنت ،حکومتهای ملی در گزینش و تحکیم زبانهای ملی و تضعیف دیگر زبانها نقش مهمی دارند. پیشرفت علمی و صنعتی شدن و روشهای ارتباطی نوین نیز به نابودی زبانها کمک می کند.زبانی که در اینترنت نباشد زبانی است که در دنیای نوین "دیگر وجود ندارد"،این زبان مورد استفاده قرار نمی گیرد و در تجارت هم بکار نمی رود.در حال حاضر هر سال ده زبان از بین می رود،افق آینده نیز تیره تر به نظر میرسد.برخی چنین پیش بینی کرده اند که 50 تا 90 درصد زبانهای فعلی در این قرن از بین می روند و بدین سبب حفظ آنها امری ضروری به شمار میرود. مسئله زبان در قرن21 ام دو سئوال را مطرح میسازد.از یکسو زبانهای ملی یا پر گویشور چگونه در برابر پیشتازی زبان انگلیسی مقابله کنند؟از سوی دیگر،زبانهای فرعی یا محلی چگونه می توانند از خطر نابودی نجات یابند و در جهت توسعه پیش بروند؟ برای حمایت از زبانهای محلی و جلوگیری از نابودی آنها در 10-12 سال اخیر مقامات بین المللی تصمیماتی اتخاذ و قطعنامه هایی صادر کرده اند . از جمله: در18 دسامبر 1992 مجمع عمومی سازمان بین الملل متحد بیانه مربوط به حقوق اشخاص متعلق به اقلیت های قومی یا ملی،مذهبی و زبانی را به تصویب رساند.این بیانیه کشورها را موظف کرد تا از موجودیت و هویت اقلیتها در داخل مرزهایشان حمایت کنند. از میان حقوق پیش بینی شده برای اشخاص متعلق به اقلیتها عبارتند از:حقوق برخورداری از فرهنگ خاص خودشان / حق استفاده از زبانشان / اجازه شرکت مؤثر در فعالیت های فرهنگی،مذهبی،اجتماعی،اقتصادی و زندگی عمومی و نیز در تصمیم گیریهای مربوط به اقلیتی که به آن متعلق هستند./ اجازه تاسیس و اداره موسسات مربوط به خودشان،حق ایجاد ارتباط صلح جویانه و خالی از تبعیض با اعضای گروه خودشان یا دیگر اتباع کشورهای دیگری که با آنها پیوندهای مشترک قومی ، مذهبی و زبانی دارند.این نخستین سند قابل قبول جهانی و جامع مربوط به حقوق اشخاص وابسته به اقلیتهاست و از همین رو بر نحوه اجرا و تصویب قوانین ملی کشورها تأثیر خواهد گذاشت.شباهت و خویشاوندی زبانها از دو نظر بررسی میشود: 1-منشأ زبانها 2-ساختمان و شکل خارجی زبانها(موروفولوژی) زبان تورکی از نظر منشأ جزو زبانهای اورال-آلتای و یا به بیان صحیحتر،از گروه زبان های آلتائی است.زبانهای اورال-آلتای به مجموعه زبانهایی گفته میشود که مردمان متکلم به آن زبانها از منطقه بین کوه های اورال-آلتای(در شمال ترکستان)برخاسته و هر گروه در زمانهای مختلف به نقاط مختلف مهاجرت نموده اند. این گروه زبانها شامل زبانهای فنلاند،مجارستان(اورالیک)و زبانهای تورکی،مغولی،منچو و تونقوز(زبانهای آلتائیک)میباشد. از نظر ساختمان و موروفولوژی زبانها به سه دسته تقسیم میشوند: 1-زبانهای تک هجائی ویاتجریدی :مانند زبان چین جنوب شرقی آسیا.در این زبانها کلمات صرف نمی شوند و پسوند و پیشوند نمی گیرند و تغییر نمی کنند.گرامر منحصر به نحو و ترکیب و ترتیب کلمات است که معانی کلمات را تغییر میدهد.در این زبانها آکان یا استرس(تاکید یا وورغو)،تن صدا و انتو ناسیون یا آهنگ ادای کلمات و جمله بسیار مهم است و معنا را مشخص میکند.در زبان چین تعداد کمی از واژه ها تک هجایی هستند.2-زبانهای تحلیلی یا صرفی : در این زبانها ریشه کلمات هم ضمن صرف تغییر می نماید مانند:گفتن - می گویم. زبانهای هند و اروپائی و از آن جمله زبان فارسی جزو این گروه می باشند.3-زبانهای التصاقی یا پسوندی : در این زبانها کلمات جدید و صرف افعال از چسبانیدن پسوندهای مخصوص به ریشه کلمات ایجاد میشود و این مسئله سبب پیدایش لغات جدید و غنای لغوی می گردد.در این زبانها ریشه ثابت و در موقع صرف تغییر نمی یابد.پسوندها تابه آهنگ ریشه بوده و به آسانی از آنها قابل تشخیص اند. زبان تورکی و گروه زبانهای اورال-آلتائی جزو این دسته می باشند.در زبانهای هند و اروپائی از جمله فارسی پیشوندهای جر(ادات)یا حروف اضافه وجود دارد. در صورتی که در تورکی پیشوند وجود ندارد. مثلا در برابر کلمه ی انترناسیونال (فرانسه)و بین الملل(عربی)،در تورکی میلّتلر آراسی و یا اولوسلار آراسی گفته میشود.یعنی به جای پیشوند ، پسوند بکار میرود،چون در تورکی کلمات از آخر تکامل و توسعه پیدا می کنند.در زبانهای هند و اروپائی عنصر اصلی(مبتدا و خبر)در بتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط یه شکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوند ساختمان جمله ناقص نمی شود . ولی در تورکی ترتیب عناصر کاملا بر عکس است . یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفته شود،عنصر اصلی، یا فعل هم در آخر قرار می گیرد. مثال در فارسی = من به شیراز رفتم تا دوستم را ببینم که اخیرا از فرانسه آمده و در آنجا شش سال طب خوانده است.حال همین مثال در تورکی = آلتی ایل صب اوخویاندان سونرا فرانسادان یئنی قاییدان دوستومو گؤرومک اوچون شیرازا گئتدیم. جی،ال،لویس در دستور خود اجزای جمله تورکی را به ترتیب زیر می شمارد: 1-فاعل2-قید زمان 3- قید مکان 4-مفعول غیر صریح5-مفعول صریح6-قید و هر کلمه ای که معنی فعل را تغییر دهد7-فعل. هر چیز معین بر غیر معین مقدم است،یعنی اگر مفعول صریح معین باشد بر مغعول غیر صریح غیر معین مقدم میشود.مثال جمله مرتب تورکی چنین است: نقاش گئچن گون موزده گلن لره تابلولارینی اوزو گؤستردی یعنی نقاش روز گذشته در موزه تابلوهای خود را به تماشاچیان خودش نشان داد.بعلاوه هر عنصری از جمله که به آن بیشتر اهمیت داده شود نزدیک فعل قرار می گیرد. در صورتی که جمله با فعل ختم نشود جمله معکوس گفته میشود که در محاوره ،شعر و سبکهای خاص به کار میرود. هماهنگی اصوات :یکی از بارزترین ویژگی های تورکی هماهنگی اصوات است.اصوات یا آواها در زبان به عنوان عناصر بسیط تشکیل دهنده کلمات دارای نقش اساسی هستند در زبان تورکی بین اصوات مختلف ریشه وپسوند هماهنگی موجود است.هماهنگی اصوات سبب میشود که کلمات تورکی دارای آهنگ خاص بوده و تلفظ صحیح آنها اثر مطبوعی در شنونده ایجاد نماید. حروف یا صداهای رایج تورکی 32 عددند که از آنها 9صائت و بقیه صامت هستند. در تورکی بر خلاف فارسی و عربی صدادارها کوتاه اند و به همین علت شعرای تورکی گو در شعر عروضی به اجبار از کلمات فارسی یا عربی استفاده کرده و یا بعضی اوقات صداها را کشیده تلفظ می کنند.وزن عروضی بر خلاف وزن هجایی برای شعر تورکی مناسب نبوده و در شعر معاصر جای سابق خود را از دست داده است.شعر تورکی قبل از پذیرفتن اسلام با وزن هجایی سروده شده و " قوشوق" یا "قوشقی" نامیده میشد.بعد از آنکه بر اثر مهاجرتها تورکان به اعراب و فارسی زبانان نزدیک شدند وزن عروضی آن را از آن اقتباس و به مرور وزن کلاسیک شعر تورکی قرار دادند.با وجود این شعرای خلقی (اوزانها و عاشیقها) اشعار خود(بایاتی ، قوشما و...)را با وزن هجائی سروده اند.در بررسی مقایسه ای زبانها از چهار نقطه نظر تحقیق میشود: 1-از نظر جمله بندی یا نحو 2-از نظر مورفولوژی یا شکل خارجی و پسوندها 3-از نظر آوائی یا فونتیک(صداها) اینک درباره لغات و مخصوصا" افعال تورکی در مقایسه با لغات و افعال فارسی توضیحاتی داده میشود. در این باب امیر علیشیر نوائی در حدود 500سال قبل در کتاب محاکمة اللغتین بحث قابل توجهی نموده و بعنوان مثال یکصد لغت تورکی را که معادل آنها در فارسی نیست مطرح نموده است ،همچنین تعداد زیادی از افعال تورکی را که فارسی ندارد برشمرده است. نوائی می گوید معادل این کلمات که صد تای آن بعنوان نمونه ذکر شد در فارسی وجود ندارد،بنابراین اگر بخواهیم معانی این کلمات را به فارسی زبانها بفهمانیم ناچار باید به کمک جمله هایی با کمک گرفتن از کلمات عربی متوسل شویم. لغاتی را که نوائی در کتاب خود بعنوان مثال بکار برده کلمات تورکی جغتائی است و اغلب برای تورک زبانان ایران نا آشناست از اینجهت در این رساله به جای آنها لغات مشابه تورکی آذربایجانی بکار برده شده است. در این رساله در حدود 1700 کلمه تورکی آذربایجانی درج شده که در فارسی کلمه مستقلی برای آنها بکار نمی رود. ضمنا" بعنوان نمونه در حدود 350 کلمه تورکی نقل شده که عینا" در فارسی بکار میرود مانند:آقا،خانم،سراغ،اوغور،قاب،قاشق،قابلمه،دولمه،بیرق،سنجاق و امثال آنها. در مقایسه دیکسیونرهای تورکی آذربایجانی تورکی ترکیه مشاهده میشود لغاتی که معادلشان در فارسی موجود نیست در دو لهجه تورکی یکی نبوده و در بیش از 30%لغات با هم متفاوتند.از طرفی از هر ریشه لغتی 1- 4 کلمه ذکر شده،در صورتیکه در تورکی از یک ریشه تعداد زیادی کلمات ساخته میشود و هر کدام معنی بخصوصی دارند.ضمنا" باید خلطر نشان نمود که در حال حاضر 28 زبان یا لهجه مستقل تورکی وجود دارد که 20 لهجه آن دارای کتابت و ادبیات میباشند و هر کدام دارای لغات مترادف بیش از یک هزار لغت تورکی آذربایجانی می باشند.با این ترتیب معلوم میشود که هزاران کلمه در تورکی موجود است که معادل آنها در زبان فارسی موجود نیست.در زبان تورکی کلماتی با اختلاف جزئی(نوآنس)در معانی موجود است که در فارسی نیست.مثلا"برای انواع دردها کلمات:آغری/ آجی/ سیزی/ یانقی/ زوققو/ سانجی/ گؤینه مک/ گیزیلده مک اینجمک، بکار می رود که هر کدام درد بخصوص را بیان می کنند.آغری معادل درد فارسی است(درد عضوی).سانجی به درد کولیک احشاء تو خالی گفته میشود مانند قولنج روده،آجی به درد پرووکه گفته میشود مانند درد در موقع کشیدن دندان.سیزی به درد خفیف سوزش دار گفته میشود. یانغی معادل سوزش میباشد.زوققو درد همراه ضربان است مانند درد آبسه ودرد عقربک انگشتان و امثال آنها.گؤینه مک شبیه سوختن است و در دقایق اول سوختگی دیده میشود.اینجیمک دردر موقع پیچ خوردگی مفاصل و یا درد حاصل از ضربه و سقوط میباشد.گیزیلده مک درد شبیه گزگز کردن دردناک می باشد. در فارسی برای تمام حالات فوق لغت درد و یا سوزش بکار می رود.در تورکی به گریه کردن آغلاماق گفته میشود.ولی این کلمه مترادفهای زیادی دارد که هر کدام حالات مختلف گریه را بیان می کند.مثلا": آغلامیسماق یعنی بغض کردن و به حالت گریه افتادن بدون اشک ریختن. بؤزمک به معنی حالت گریه گرفتن کودک.دولوخسونماق به معنی حالت گریه به خود گرفتن و متأثر شدن بزرگسال و پر شدن چشم از اشک میباشد.آغلاشماق به معنی گریه دسته جمعی و تعزیه بکار میرود.هؤنکورمک با صدای بلند گریه کردن و هؤککولده مک گریه با هق هق میباشد.بوزلاماق با صدای بلند گریه کردن و از سرما لرزیدن میباشد.ایچین چالماق به معنی از فرط گریه کردن گریه بدون اشک و یا هق هق نمودن است . کؤیرلمک به معنی حالت گریه دست دادن است.در تورکی جغتائی اینگره مک و سینگره مک به معنی یواش یواش بطور مخفی گریه کردن و سیقتاماق به معنی زیاد گریه کردن و اؤکورمک به معنی با صدای بلند گریه کردن میباشد.همچنین ییغلاماق به معنی گریه کردن و اینجگیرمک به معنی با صدای نازک گریه کردن است.در تورکی اوُسانماق به بیزار شدن و به تنگ آمدن می گویند.بیقماق،بئزیکمک،بئزمک و چییریمک هم با اختلاف جزئی همان معنی را میدهد مثلا":چییریمک بیشتر بمعنی زده شدن میباشد.ترپشمک به معنی تکان خوردن و ترپتمک به معنی تکان دادن استولی چالخالاماق به معنی تکان دادن به منظور سوا کردن(مثلا سوا کردن کره از ماست)،قاتیشدیرماق به معنی مخلوط کردن و قاریشدیرماق به معنی به هم زدن با قاشق و غیره .. میباشد.ییرقالاماق به معنی تکان دادن و جنباندنو سیلکه له مک به معنی تکان دادن درخت و یا لباس و فرش و امثال آن میبا شد.در فارسی برای هیچکدام از این تعبیرات لغات مستقل به خصوصی وجود ندارد. ایمرنمک ،قیمسانماق که با اختلاف جزئی به معنی آرزو کردن و هوس کردن و نیسگیل به معنی آرزوی براورده نشده و حسرت میباشد،هیچکدام معادل مستقلی ندارند.برای دعوا کردن کلمات متعددی بکار می رود که هر کدام شکل و حالت ویژه ای را از دعوا بیان می کنند مانند:دؤیوشمک :همدیگر را کتک زدنووُروشماق :همدیگر را زدنساواشماق :با یکدیگر دعوا و جنگ کردن و گلاویز شدندیدیشمک :دعوا همراه چنگ زدن همدیگرچارپیشماق :دعوا و برخورد به یکدیگر،تصادمدالاشماق :با هم دعوای لفظی کردندارتیشماق :با هم مشاجره کردنچاخناشماق :با هم سر شاخ شدنتؤتوشماق :دعوا با گرقتن همدیگربؤغوشماق :دعوا همراه یقه ی همدیگر را گرفتن و خفه کردنتیپشمک و تیپکلشمک :دعوا همراه لگد انداختن به همخیرتدکلشمک یا فیرتیلاقلاشماق:دعوا همراه گلوی همدیگر را گرفتنسؤیوشمک :همدیگر را دشنام دادندیرشمک :دعوا کردن،رو در روی هم ایستادنبؤغازلاشماق :گلوی همدیگر را گرفتن،رو در روی هم قرار گرفتن،دعوا کردنچیرپیشماق :زدوخورددُروشماق :مناقشه،مجادله،رو در رو شدنسؤپورلشمک :گلاویز شدن،در هم آویختنهمچنین برای اینکه بگوئید فلانی از در وارد شد ، بسته به شخصیت فلانی و نحوه ی ورود و مناسب گوینده با وی کلمات زیر بکار میرود:قاپی دان گلدی (از در آمد،بطور متعارف)قاپی دان ایچری بویوردولار (از در تشریف فرما شدند)قاپیدان گیردی (از در وارد شد،بطور خودمانی)قاپی دان گئچدی (از در گذشت)قاپی دان سؤخولدو (از در خودش را چپاند)قاپی دان تپیلدی (از در خودش را به زور تو کرد)قاپی دان دوروتولدو (از در یواشکی تو آمد)قاپی دان سؤروشدو (از در سر خود آمد تو،بمعنی مجازی)در تورکی به مرغابی «اؤردک» گفته میشود ولی برای انواع آنها اسامی مختلف بکار میرود.مثلا" به اردک ماده«بورچین» و به اردک نر«سونا» و همچنین «یاشیل باش» گفته میشود در تورکی برای اسب و اغلب حیوانات اهلی در هر سنی نام مخصوص وجود دارد.مثلا"«قولون»برای اسب نوزاد،«دای» به اسب دوساله و «یولان»به اسب پنج ساله گفته میشود برای صداهای حیوانات مختلف و عناصر طبیعت لغات ویژه ای بکار میروند مانند: سو شیریلتیسی :صدای شرشر آبیارپاق خیشیلتیسی :صدای خش خش برگاوت پیچیلدیسی :صدای افتادت باد در سبزهگؤی گورولتوسو :صدای غرش آسمانقافلان نریلتیسی :صدای غرش پلنگقوش جیویلتیسی :صدای جیک جیک مرغاینکلرین بؤیورمه سی :صدای گاوهاشلاله نین چاغلاماسی :صدای ریزش آبشارهمچنین در برابر کلمه« کندن»فارسی شش کلمه تورکی موجود است که هر کدام در محل و مورد خاصی بکار می رود:قازماق : بمعنی کندن زمین و امثال آنیولماق :بمعنی کندن مو و کندن از ریشهسویماق :بمعنی کندن پوست و رازهزنیاویماق :بمعنی کندن چوب و امثال آن برای منبت کاری و در آوردن چشم بکار میرود. قوپارماق: برای کندن جزئی از چیزی قیرتماق:برای کندن و برداشتن جزئی از چیزی و نشگون گرفتن است.بطوریکه مشاهده میشود در فارسی به جای کلمات مستقل تقلید صداها بطور مکرر بکار میرود. در تورکی لغات مشابه(اومونیم)یا لغاتی همانند با معانی مختلف بسیار است که در شعر و ادبیات برای جناس و ایهام بکار میرود مانند: آت بمعنی اسب و آت بمعنی بیانداز.زبان تورکی از نظر لغات برای مفاهیم مجرد بسیار غنی است.افعال تورکی بطوری که خواهیم دید از نظر نوع،وجه و زمان بسیار متنوع میباشد.در نتیجه زبان تورکی برای بیان اندیشه بطور دقیق بسیار مناسب و رساست. نا گفته نماند با آنکه لغت باعث غنای زبان است ولی غنای زبان بیشتر تابع تحرک و قابلیت لغت سازی،افاده و بیان مفاهیم جدید وغنای مفاهیم مجرد همچنین تنوع بیان قدرت بیان تفرعات و تفاوتهای جزئی(نوآنس)کلام است. با در نظر گرفتن مراتب فوق، نوائی و بسیاری از شرقشناسان معتقدند که نثر زبان تورکی برای بیان اندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی،فلسفی،اجتماعی و ... رساتر و مناسبتر از زبانهای دیگر است. مفاهیم و اندیشه هایی را که می توان در تورکی با یک جمله بیان نمود،جملات و شرح مفصلی را در آن زبان ایجاب می نماید. در زبان یا همان لهجه فارسی واژه های بسیط سخت گرفتار کمبود است زیرا بیشتر آنها به مرور زمانها رها گشته و از یاد رفته است، *واژگان زبان فارسی برای مفاهیم علمی مجهز نیست*، و مترجمان ایرانی بیش از همه این درد جانکاه را احساس می کنند و از این، عذاب می برند.گاه میشود که انسان یک ساعت ،یک روز و حتی یک هفته تمام درباره بهمان تعبیر زبان خارجی می اندیشد،مغز و اعصاب خود را می فرساید و از هم می گسلد و سر انجام نیز راه به جائی نمی بردو خوانندگان هم همواره از مترجمان و ترجمه های فارسی ناخشنودی می نمایند.افعال:افعال کار ،حرکت و حالت را بیان می کند و عنصر اصلی جمله محسوب میشوند،بطوریکه بدون فعل ،جمله نا تمام و معنی آن نا مفهوم خواهد بود.زبانهای اورال-آلتائی عموما" و زبان و زبانهای تورکی خصوصا" از نظر افعال غنی هستند بعلاوه دارای انواع،وجوه و زمانهای متعدد و متنوع اند بطوریکه ممکن است مفاهیم و مطالبی را با یک فعل بیان نمود در حالیکه برای بیان همان مفهوم و مطلب در زبانهای دیگر نیاز به جملات مشروح و مفصل می باشد مثلا":اوسانمیشام یعنی من از او به تنگ آمده و بیزار شده ام،خوسانلاشدیق یعنی ما با هم بطور خصوصی درد و دل کردیم،قوجاقلاشدیلار یعنی همدیگر را در آغوش گرفتند و آغلاشدیلار یعنی با همدیگر گریه کردند،گئچیندیریر یعنی اعاشه را تامین می کند و ...افعال تورکی همه با قاعده اند جز فعل ناقص فراموش شده ی ایمک به معنی بودن که بجای فعل معین بکار میرود .در خاتمه این مقاله به جا خواهد بود اگر نگاهی مقایسه آمیز هر چند گذرا به چند و چون اصطلاحات و تعبیرات فعلی در زبانهای فارسی و تورکی بیاندازیم.اصطلاحات و تعبیرات فعلی که از آن در اصطلاح لغت شناسی به ترکیبات ثابت فعلی زیان نیز نام برده میشود.یکی از جالبترین و پرمایه ترین شقوق لغوی و ترکیبی زبان در ارائه معانی مجازی و تشبیهی است. زبان فارسی که در عین حال یکی از زبانهای ترکیبی است و کلمات آن انعطاف زیادی برای تشکیل اصطلاحات و تعبیرات فعلی دارد و از وسعت و شمول زبان تورکی در ایجاد و کاربرد این نوع ترکیبات برخوردار نیست. در زبان تورکی تنها در رابطه با اعضای بدن انسانی از نوع : باش(سر)،گؤز(چشم)،آغیز(دهان)،آیاق(پا) و امثال آن صدها اصطلاح و تعبیر وجود دارد اینک برای اینکه در این باب نموداری به دست داده باشیم به نقل تعدادی از اصطلاحات وتعبیرات فعلی رایج در زبان تورکی که از یادداشتهای آقای م.ع.فرزانه اقتباس شده در رابطه با کلمه دیل(زبان)بسنده می کنیم: 1-دیل - آغیز ائله مک(دلداری دادن،با لحن ملایم خواستار پوزش شدن،رفع رنجش و کدورت کردن.) 2-دیل آچماق:زبان باز کردن(طفل)،درد خود را باز گفتن،التماس کردن و خواهش کردن 3-دیل بوغازا سالماق:وراجی کردن،پشت سر هم و بدون وقفه حرف زدن. 4-دیل اؤیرتمک:چیزهای ندانسته را یاد دادن،حرف یاد(یکی)دادن،راه و چاه نشان دادن. 5-دیل تاپماق:تفاهم پیدا کردن،جلب رضایت و اعتماد کردن،زبان مشترک یافتن 6-دیل تؤکمک:خواهش و تمنا کردن،اصرار ورزیدن 7-دیل چیخارماق:استهزا کردن،ادای یکی را در آوردن 8-دیل وئرمک:راضی شدن،قبول دادن*دیل وئرمه مک:امکان حرف زدن به دیگری را ندادن 9-دیلده توک بیتمک: از تکرار و بازگویی یک مطلب خسته شدن 10-دیلدن دوشمک:خسته شدن،از پا درآمدن 11-دیلدن سالماق:خسته و درمانده کردن،از پا انداختن
- 13-دیله گتیرمک:یکی را به حرف وا داشتن،کاری را که در حق کسی انجام شده را به زبان راندن 14-دیله توتماق:با حرفهای شیرین یکی را رام کردن،بچه در حال گریه را با زبان ساکت کردن 15-دیله گتیرمه مک:یارای گفتن حرفی را نداشتن،حرفی را که گفتن آن ممکن است نگفتن 16-دیلی آغزینا سیغماماق:خود ستائی کردن،حرفهای گنده گنده گفتن 17-دیلی باتماق:نطقش خاموش شدن 18-دیله گلمک: زبان و شکوه و شکایت گشودن،به ناله و فغان آمدن 19-دیلی قیسا اولماق:به خاطر داشتن قصور،جرأت حرف زدن نداشتن 20-دیلی دولاشماق:حرفها را اشتباه گفتن،در نتیجه اشتباه و یا دستپاچگی حرفها را قاطی کردن 21-دیلی دؤنمه مک:قادر به تلقظ و ادای صحیح حرف نبودن 22-دیلی توتولماق:توان و یارایی گفتن را از دست دادن،به هنگام سخن گفتن لکنت پیدا کردن 23-دیلینه وورماماق:از چشیدن چیزی امتناع کردن 24-دیلیندن دوشمه مک:مرتبا" تکرار کردن،بطور مدام بر زبان داندن 25-دیلیندن قاچیرماق:بی هوا و بی حساب از دهانش در رفتن 26-دیلینی باغلاماق:وادار سکوت کردن 27-دیلینه باغلاماق:به گردنش گذاشتن،حرف بر زبان کسی گذاردن 28-دیلینی بیلمک(باشا دوشمک):از حال و مقالش با خبر شدن،راز دلش را حالی شدن 29-دیلینی قارنینا(دینمز یئرینه)قویماق:از زیاده گویی خودداری کردن،زبان در حلق فرو بردن 30-دیلینی دیشله مک:حرف را نا تمام گذاشتن،در وسط حرف تأمل کردن 31-دیلینی کسمک:به سکوت وا داشتن،جلو حرف یکی را به زور گرفتن 32-دیلینی ساخلاماق:از گفتن چیز خاصی خودداری کردن،سکوت را ترجیح دادن 33-دیلینی ساخلاماماق:در گفتن بی پروائی نشان دادن،حرف زیادی و بی موقع زدن 34-دیللر ازبری اولماق:به دلیل خوشنامی و به زبانها افتادن،ذکر خیر داشتن 35-دیللرده گزمک(دولاشماق):همچون امثال در زبانها گشتن. 36-دیللره دوشمک:ورد زبان خاص و عام شدن،سر زبانها افتادن،شایع شدن. نتیجه: زبان تورکی یکی از با قاعده ترین زبانهاست و از نظر لغات،مخصوصا" افعال بسیار غنی است.وجود قانون هم آهنگی اصوات،کلمات تورکی را موزون و آهنگدار نموده و به آنها نظم و ترتیب خاص داده است.در تورکی علاوه بر اسامی ذات لغات زیادی برای مفاهیم مجرد وجود دارد.بعلاوه لغات مترادفی با اختلاف جزئی در معنی موجود است که میدان قلمفرسائی را وسیعتر و قلم نویسنده را تیزتر و دقیقتر میسازد. افعال تورکی به قدری وسیع و متنوع اند که در کمتر زبانی نظیر آنها را میتوان یافت.گاهی با یک فعل تورکی اندیشه و مفهومی را میتوان بیان نمود که در زبان فارسی و زبانهای دیگر نیاز به جمله و یا جملاتی پیدا می کند.از طرفی وجود پسوندهای سازنده سبب شده که قابلیت لغت سازی برای بیان مفاهیم مختلف و تعبیرات فعلی بسیار زیاد است. نحو و ترکیب کلام در تورکی با زبانهای هند و اروپائی متفاوت است. در تورکی عنصر اصلی جمله یعنی فعل اصلی در آخر جمله قرار دارد. زبانهای هند و اروپائی عنصر اصلی جمله در ابتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط بشکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوند سازمان جمله ناقص میشود، ولی در تورکی ترتیب عناصر جمله کاملا" بر عکس است یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفته شود و قسمت اصلی در آخر قرار گیرد و از همینجاست که هر نویسنده و یا گوینده تورک زبان نمایان میشود.
تهراندا نشر اولونان چيچک درگی سينين 7-جی ساييندا حسن راشدی "ديليميز بورجوموز" باشليقلی مقاله سينده يازير: "هر بير ملتين ديلی اوملتين وارليق و موجوديت نشانه سی دير. ديل دئديکده يالنيز بو گونکو گونئی آذربايجانين راديو تئلويزيون مرکزلرينده دانيشيلان اوزده ن ايراق تورکجه يوخ، ديليميزين قايدا قانونونا اويغون اصيل و دوزگون تورکجه ميزده ن عبارتدير. بعضی لری ديلده ن پاسدارليق ائتمک("پارسی را پاس بداريم " سياستينه اشاره دير) و ديلين يابانجی سؤزو و کلمه لرده ن قورونماسينی آنجاق بير ديلده آختارير و بو نسخه نی باشقا ديللره يازماقدان چکينيرلر! حتی اوزون ايللر بويو يابانجی(اجنبی) ئولکه لرده او جومله ده ن آمريکا و انگلستان دا ياشايان فارس ديللی لرين اوشاقلاری فارسجانی ياخشی دانيشا بيلمه ينده، فارس آيدينلاری يئری-گؤيو بير-بيرينه تيکير و بئله بير فاجعه! نين نئجه قاباغينی آلماق اوچون مين بير پروژه و پراگرام حاضيرلاماق فيکرينه دوشورلر. آنجاق بيزيم اوشاقلاريميزين ئوز دوغما آنا ديلينده دانيشا بيلمه مه سينه بير گؤز اوجو ايله ده باخان يوخدور! بير دوستون دئديينه گؤره "بو ئولکه ده هر زامان ايکی ايله ايکی، دؤرد اولمور!" ديليميز دنيانين ان قانونلو ديلی اولارکن و بو ديلده مين ايلده ن بو گونه قده ر ده يرلی مکتوب اثرلر يازيلديغی حالدا؛ اونون نهنگ ادبی اثری اولان "ده ده قورقود" کتابيندان بير کلمه ده اولسون بئله راديو تئلويزيون و يا فارس ديللی مطبوعاتدا سؤز آچماقدان چکينيرلر! بو ئولکه ده اکثريت اولدوغوموز حالدا اقليت حقوقونا بئله مالک اولماديغيميزشرايطينده آنجاق ئوزوموز بو يازيق ملتين ديلينين قايدينا قالمالی، اونون مکتب-مدرسه و بيلی يوردلاريندا(دانشگاه) اوخوماق شرايطينی حاضيرلاماغا وار قوه ميزله چاليشمالييق.بو وظيفه هر بير انسانی، اسلامی و ملی دوشونجه لی آذربايجانلی و تؤرک ديللی آيدين و ضيالينين چيينينده آغيرليق ائدير: بيز وجدان قيشقيريقلارينا جواب وئرمه لی و يئددی مين ايلليک ديليميز و مدنيتيميزی قورويوب يئنی نسليميزه تحويل وئرمه لييک. بئله بير آغير وظيفه نی يئرينه يئتيرمه سک يقين کی گله جک نسليميز بيزی لعنتله ياد ائتمکده حاقلی اولاجاقدير!" حسن راشدی داها سونرا يازير: "....آنا ديلينی سئومک، بو ديلده يازيب ياراتماق و اونو انکشاف ائتديرمک طبيعی بير دويغودور(حس). کيمسه ده بو دويغو اولماسا يقين کی او انسان خسته دير و حکيمه مراجعت ائتمه لی و ساغلامليغينی ئوزونه قايتارماليدير يا دا بئله بير کس ديلينی، هويتينی و مدنيتينی تحقير ائده نلرين قارشيسيندا مقاومت جراتی گؤره بيلمه ديينه گؤره ئوز ديلی و مدنيتينی مدافعه ائتمک يئرينه زهرلی جريانلارا قوشولوب حرکت ائتمه يی داها آسان و راحت گؤروب کيمليک سيز(هويت سيز) بير موجود کيمی ياشاماغی اوستون توتور! ئوز دوغما ديلينی، فولکلورونو، مدنيتينی و دوزگون تاريخينی قورويان هر بير آذربايجانلی و تؤرک ديللی ئوز ملتينين حقيقی نماينده سی دير...." |
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by hasanrashedi.Blogfa.com